![]() |
![]() |
|
| خویش را گم کرده ام در سنگلاخ زندگی....هرچه می گردم نمیدانم کجا افتاده ام |
|
سلام به همه دوستان:
امیدوارم سال جدید سالی همه شب شادی،همه روز روشنی،همه ساعت صفا،همه دقایق دل گرمی و سرشار از موفقیت وپیروزی را پیش رو داشته باشید. و با عرض معذرت از دوستان که دیر آپ کردم و دوستانی که دیر به دیر بهشون سر میزنم . با آرزوی بهترین آرزوها برای همه شما دوستان عزیز. ***** نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی که در این باغ بسی گل بدمد باز تو در گِل باشی کنون من نگویم با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی (حافظ) ***** درستایش میر میران سال نو و اول بهار است پاي گل و لاله در نگار است خت تو بهار بي خزان باد عالم ز تو رشگ بوستان باد
(وحشی بافقی) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 23:17 توسط ناخدا اتابک |
|
|
شه بیت کلام
آنکه به علم استاد است بی علم ادب هیچ به جز حیوان نیست |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم اسفند 1384ساعت 21:3 توسط ناخدا اتابک |
|
|
صحبت از ریزش برگ پائیزی نیست
یا که غم از دست دادن عزیزی یا وحشت از تاریکی صحبت از زخمی عمیق است دشنه به دست اند رفقا نامردی دو روئی نه چند روئی فراتر از رنگ سیاه آسمان بزرگتر از پهنای کهکشان کاری تر از زهر افعی دگر به هیچ چیز مردان ایمان ندارم جز یکپارچگیشان در نامردی (جاوید) |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم اسفند 1384ساعت 9:57 توسط ناخدا اتابک |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 18:18 توسط ناخدا اتابک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
وی در سال 1360 روایت خورشید از فرار عرب در سرزمین بختیار از ممالک پارس به زندان زمین شد.آنان که دیدند ،گویند قدی متوسط و وزنی در خور داشت.
حکایت کرده اند که شبی بر سر کوچه نشسته بود، تنی چند از بچه محل ها ،وی را دیده بودند که در تنهایی و تاریکی غوطه ور است و به وی پیوستند، سخنی افتاد و هرکس نظری ابراز داشت گفتار وی به جمع خوش آمد و زآن پس از مریدان وی گشتند. عجب آن است که هنوز توفیق سفر دریایی را نیافته است. |
|
RSS
|