تبليغاتX
جنون محض
خویش را گم کرده ام در سنگلاخ زندگی....هرچه می گردم نمیدانم کجا افتاده ام

تماشا خانه

 

برای ما که سالهاست تفریحمان

تماشای اعدام رفیقان است

هیچکس از صلابت ایمان موعظه نکرد

که بسیار پیش تر

خدای را دیدم

بردار آویخته

چونان عزیزانمان

 ***

این از آقای علی اکبر گلگیری راد مجموعه ی بیش از خاموشی بزرگ (چاپ ۱۳۸۳ص ۴۲) من رو یاد این نوشته ی نیچه در کتاب طلوع انداخت ( با این تفاوت که نیچه چاره ای هم اندیشیده) که می گوید:

***

خدا مرده است !

بی پروا زندگی کن

بهترین درمان چیست؟پیروز

 

 ***

 

تا نظر شما چه باشد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 20:25  توسط ناخدا اتابک | 

زندگی فایز

 

محمد علی دشتی متخلص به فایز(1289-1209ه ش) درکَردَ وان یکیاز روستاهای دشتی چشم به جهان گشود...و پس از هشتاد سال زندگی پر فراز و نشیب و پر از اضطراب و امید و نا امیدی توام با عشقی افسانه ای در گز دراز وفات یافت. چنان که می گونید جسد فایز بنا به وصیت خودش پس از چند ماه امانت به نجف منتقل شد و در آنجا دفن شد و اطلاع دقیق و معتبری در این باره در دست نیست.

 

عشق افسانه ای

 

در هر روایتی به گونه ای درباره ی فایز افسانه سازی شده است مثلا((فیز عاشق پری می شود)) ،((فایز با پری زاده ای ازدواج می کند))و...خواستگاه این همه افسانه پردازی کجاست؟ عده ای گفته اند(( چون بسیاری از دو بیتی های فایز درباره ی پری است و واژه ی پری در اشعار وی زیاد به چشم می خورد این داستانها را درباره ی او ساخته اند)).این توجیه منطقی به نظر نمی رسد، زیرا واژه پری در ترانه های فایز بیشتر در ترکیبات معمولی و مستعملی مثل ((پریرو))،((پری پیکر))و ((پری رخسار))..دیده می شود و شمار این واژه ها هم در شعر او زیاد نیست. ضمناً ترکیب ها مذکور ،در آثار شاعران پیشین وی نیز بکار رفته است و نحوه ی استفاده ی آنها بسیار زیباتر و قویتر است:

 

خداوندا ! دلم از دین بری شد

اسیر دام زلف آن پری شد

پری دید و پریشان گشت فایز

پری را هر که دید از دین بری شد

 

اهمیت ادبی

 

در بررسی دو بیتی های منسوب به فایز با اشکالات فراوان ادبی (اعم از لفظی و معنوی) مواجه می شویم. قافیه در بسیاری از موارد دچار مشکل است و در بعضی دو بیتی ها اصلا قافیه ای وجود ندارد:

 

اگر دورم من از تو ای پری زاد

فراموشم مکن زنهار زنهار

همان عهدی که با تو بست فایز

وفا دارم اگر هستی وفادار

 

همانطور که میبینید کلمات ((زنهار)) و((وفادار)) قافیه ی این دو بیتی بشمار می آیند و کلمه ی پریزاد در مصراع اول با این کلمات قافیه نمی شود.

در دو بیتی زیر نیز((ات)) جزو ردیف حساب می شود و باز هم شعر بی قافیه است:

نگارا ! شربت از لبهات بفرست

گلاب از گوشه ی لبهات بفرست

برای توتیای چشم فایز

کف دستی زخاک پات تو بفرست

 

اکنون به این دو بیتی توجه کنید:

 

ندارم راحتی جز زجر و زحمت

به جز خواری و دشواری و محنت

دل فایز به پیری کرده پرواز

به باغ گلرخان چون اشتر مست

 

((زحمت ))و((و محنت )) همقافیه محسوب می شوند اما نمی توان آنها را با ((مست)) قافیه کرد. همقافیه های کلمه (( مست ))  کلماتی از قبیل (( دست )) ، ((بست)) ،((هست)) و.. است

دشواری از این دست در ترانه های فایز بسیار است.

 

اگر دانی که فردا محشری نیست

سوال و پرسش و پیغمبری نیست

بتاز است جفا تا می توانی

که فایز را سپاه و لشگری نیست

 

****

 

به تیرم زد، کمان افکند در پشت

-که یعنی من ندانم کی تورا کشت-

تو خود اثبات کردی قتل فایز

به خونم کرده ای رنگین سر انگشت

 

****

 

برفت آن یار و از ما مهر برداشت

خیالش هم مرا آسوده نگذاشت

به فایز آنچه کرده آن جفا جو

نه باور کرد دل ، نه عقل پنداشت

 

****

 

بتم سر پنچه با لوح و قلم زد

زمین و آسمان از نو به هم زد

پس پرده در آمد یار فایز

چو خورشیدی که از مغرب علم زد

 

****

 

اگر آهی کشم افلاک سوزد

در و دشت و بیابان پاک سوزد

اگر آهی کشد فایز از این دل

یقین دارم گل نمناک سوزد

 

****

 

اگر آهی کشم از فرقت یار

بسوزد ملک هند و اهل تاتار

بتا !فایز زوصلت گشته محروم

کشد آهی همی آه شرر بار

 

****

 

به جز فکر وصال دلبر ای دل

مده راه خیال دیگر ای دل

دل فایز رها گن هر دو گیتی

یکی گیر از دو عالم بگذر ای دل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 18:15  توسط ناخدا اتابک | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وی در سال 1360 روایت خورشید از فرار عرب در سرزمین بختیار از ممالک پارس به زندان زمین شد.آنان که دیدند ،گویند قدی متوسط و وزنی در خور داشت.
حکایت کرده اند که شبی بر سر کوچه نشسته بود، تنی چند از بچه محل ها ،وی را دیده بودند که در تنهایی و تاریکی غوطه ور است و به وی پیوستند، سخنی افتاد و هرکس نظری ابراز داشت گفتار وی به جمع خوش آمد و زآن پس از مریدان وی گشتند. عجب آن است که هنوز توفیق سفر دریایی را نیافته است.


نوشته های پیشین
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM